الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

42

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

از ترس اينكه مبادا مردم صداى او را بشنوند ، خداوند امشب پسرى به من داد همان‌طورى كه بشارتم داده بود . او را ابراهيم ناميدم در بين فرزندان پدرش زيباتر و سخىتر ، خوش سيماتر و شجاع‌تر از او وجود ندارد » . « 1 » 39 - از اسحاق بن عمران نقل كرده است ، مىگويد : خدمت امام كاظم عليه السلام بودم ، ناگهان مردى از اهل خراسان وارد شد ، امام عليه السلام سخنى با وى گفت كه هرگز سخنى عجيب‌تر از آن نشنيده بودم گويى سخن پرندگان است ، همين كه آن مرد بيرون رفت ، گفتم : فدايت شوم ! اين چه زبانى بود ؟ فرمود : « اين سخن پرندگان است » . سپس فرمود : « ابواسحاق ! آنچه را كه به « عالِم امام » از امور شگفت‌آميز داده‌اند ، بسى شگفت‌آميزتر و بيش از اين چيزهاست كه از اين حرف زدن ديدى ! » گفتم : آيا امام سخن پرندگان را مىداند ؟ فرمود : « آرى و سخن هر چيزى و هر جاندارى را و هيچ چيزى از سنخ كلام بر او پوشيده نيست » . « 2 » 40 - از عثمان بن عيسى نقل كرده است ، مىگويد : خدمت امام كاظم عليه السلام به سال مرگ يعنى سال 174 در مكه رسيدم ، فرمود : « اينجا چند نفر از اصحاب ما مريضند ؟ » عثمان بن عيسى مىگويد : من خود از دردمندترين مردم بودم ، فرمود : « بيرون بيا ! » باز فرمود : « چند نفر اينجا هست ؟ » من هشت نفر را شمردم دستور داد چهار نفر بيرون روند و چهار نفر بمانند ! عثمان بن عيسى مىگويد : فردا شب نشده ، چهار نفرى را كه از رفتن بازداشت به خاك سپرده شدند . عثمان مىگويد : من كه بيرون

--> ( 1 ) - دلايل الامامة : ص 170 . ( 2 ) - همان : ص 171 .